السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

431

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

كند واگر داخل ركعت ديگر نشده فعلا شك ميان دو وسه دارد وبمقتضاى ان عمل كند ( مسألة 14 ) اگر شكى عارض أو شود وبسبب جهل بحكم يا نسيان ان نمىداند چكند وامر أو دائر است ما بين بناء بر سه يا چهار مثلا پس اگر مظنه بطرفى دارد بان عمل كند واگر مظنه ندارد بنابر هر چه خواهد بگذارد وبمقتضاى ان عمل كند وبعد از نماز از مجتهدش حكم مسألة را به پرسد اگر موافق قول أو عمل كرده نمازش صحيح است والا اعاده كند وأحوط اعاده ان است بر فرض موافقت نيز ( مسألة 15 ) اگر بعد از فراغ از نماز شك أو منقلب شود بشك ديگر أقوى ان است كه نماز احتياط بر أو نباشد زيرا كه شك أول زايل شد وشك دويم شك بعد از فراغ است اعتبار ندارد چه پيش از شروع بنماز احتياط شكش منقلب شود يا در أثناء ان يا بعد از فراغ از ان لكن أحوط آن است كه عمل بشك دويم كند وبعد از ان أصل نماز را اعاده كند وأين در صورتي است كه شك أو منقلب نشود بنحوى كه يقين بنقصان نماز پيدا كند مثل انكه شك أو ميان دو وچهار بوده وبنابر چهار گذارده وبعد از نماز شك أو منقلب شود بشك ما بين سه وچهار يا انكه شك ميان دو وسه وچهار بوده مثلا وبعد از نماز شكش منقلب شود بسه وچهار يا عكس اين دو صورت كه در اين صور يقين بنقصان نماز پيدا نمىكند بخلاف انكه شك ميان دو وچهار بوده مثلا وبعد از نماز شكش منقلب شود بشك ميان دو وسه كه در اين صورت بايد عمل كند بمقتضاى شك حاصل بعد از نماز زيرا كه معلومش شد نمازش ناتمام است وسلام أو در غير محل بوده پس بايد بنابر سه گذارد ونماز را تمام كند وبعد از نماز يك ركعت ايستاده يا دو ركعت نشسته بجا أورد ودو سجده سهو نيز براي سلام بيجا بجا أورد وأحوط علاوة وان اعاده نماز است ( مسألة 16 ) اگر شك كند ميان سه وچهار يا بين دو وچهار وبعد از فراغ از نماز منقلب شود شك أو بشك ميان سه وپنج يا دو وپنج بايد نماز را اعاده كند زيرا كه اجمالا مىداند نماز أو يا كمتر از چهار ركعت بوده يا زيادتر از ان ( مسألة 17 ) هر گاه شك كند بين دو وسه وبنابر سه گذارد بعد از ان شك كند ما بين سه كه بنا گذارده وچهار ايا بايد حكم هر دو شك را بعمل أورد يا انكه بمقتضاى شك ميان دو وسه وچهار بايد عمل كند دو وجه است أقوى وجه دويم است ( مسألة 18 ) اگر شك كند ميان دو وسه وچهار وبعد از ان مظنه كند كه چهار نيست حكم شك ميان دو وسه بر ان جارى است واگر مظنه كند كه دو نيست حكم شك ميان سه وچهار